تبليغاتX
...دانشجوی خفن

...دانشجوی خفن

زندگی معنی تلخ عشق...

http://snowson.blogfa.com/

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 20:5  توسط    | 

اينم ادرس جديد من:


http://snowson.blogfa.com/
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 20:5  توسط    | 

خلیج عربی...!!!!

خواندند شیوخ منگ و گیج عربی

شاخابه فارس را خلیج عربی

تا باز شود دو چشم کور ایشان

دادیم به خوردشان هویج عربی!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم تیر 1389ساعت 14:23  توسط    | 

یه راه خوب برای تحریم فوتبال ایران:

تمامی داوران از این پس باید زن باشند!!!!

(البته از ان جا که سپاه ختم این کاراست داوران زن را با چادر میفرسته!!)

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم تیر 1389ساعت 23:3  توسط    | 

بابا نان داد...بابا راتحریم کردن...بابا دیگر نان نداد...
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم تیر 1389ساعت 22:25  توسط    | 

زین پس به جای واژه نا مفهوم تحریم بگوییم همه چی ارومه من به تو دل بستم...

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم تیر 1389ساعت 22:21  توسط    | 

ارزش / value

ارزش یك خواهر را از كسی بپرس كه آن را ندارد.

ارزش ده سال را از زوج هایی بپرس كه تازه از هم جدا شده اند.

ارزش چهار سال را از یك فارغ التحصیل دانشگاه بپرس.

ارزش یك سال را از دانش آموزی بپرس كه در امتحان نهایی مردود شده است.

ارزش یك ماه را از مادری بپرس كه كودك نارس به دنیا آورده است.

ارزش یك هفته را از ویراستار یك مجله هفتگی بپرس.

ارزش یك ساعت را از عاشقانی بپرس كه در انتظار زمان ملاقات هستند.

ارزش یك دقیقه را از كسی بپرس كه به قطار ، اتوبوس یا هواپیما نرسیده است.

ارزش یك ثانیه را از كسی بپرس كه از حادثه ای جان سالم به در برده است.

ارزش یك میلی ثانیه را از كسی بپرس كه در مسابقات المپیك مدال نقره برده است.


برای پی بردن به ارزش یك دوست آن را از دست بده.



+ نوشته شده در  شنبه پنجم تیر 1389ساعت 19:6  توسط    | 

باز هم با خنده ای محکوم به رسوایی شدم

تا کی باید دوید تا پاک و بی پروا شوم

بازهم تنها شوم تا بنده یزدان شوم...

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 11:4  توسط    | 

باز هم من ما شدم من عاشق یلدا شدم

جنگ با خورشید بود پس من چرا شیدا شدم

قصه ام بازی باد در هر نگاه مردم است

باز هم همراه تو امروز را فردا شدم

دوستی با لاله ها عمرش به سان حرف توست

باز هم با ساز تو من راهی دنیا شدم

بی هوا با نام او پیمان به عشقت بسته ام

                                                                                    پرستو

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 11:3  توسط    | 


بوی خوش ماه ،حاصل بی مهری خورشید...



+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 10:14  توسط    | 


تو این زمونه دخترا با گوشاشون عاشق میشن و پسرا با چشماشون...



+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت 18:9  توسط    | 

دوست دارم غمگین باشم به امیده این که به شادی برسم...

نه این که شاد باشم و به امید این که غم نیاد سراغم....

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 19:34  توسط    | 

ایول مرغ ارزون شد...از 3000 تومن به 2950 تومن رسید...

خوبه که دیگه ما هم مرغ میخوریم...

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 19:33  توسط    | 

 

چرخ روزگار داره میچرخه ولی حیف که نمیدونه ما سهمیه بندی شدیم...

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم خرداد 1389ساعت 13:12  توسط    | 

 

۲۲ خرداد بزرگترین نماز تظاهراتی دنیا!!!

+ نوشته شده در  جمعه هفتم خرداد 1389ساعت 10:16  توسط    | 

 

خیلی دوسش دارم...

چون وقتی پیشم نیست غمگینم....

وقتی میاد پیشم از غم هاش بهم میگه...

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم خرداد 1389ساعت 21:47  توسط    | 

 

زین پس به جای واژه نا مفهوم خصوصی سازی بگوییم سپاهی سازی...

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 17:0  توسط    | 

ببینم...زمان ادم و حوا مگه اخوند بوده که اونارو محرم کنه!!!!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389ساعت 11:43  توسط    | 

زود پز...

میگن وقتی غذا رو تو زود پز میپزی درسته زود اماده میشه ولی یه کم از مزه غذا عوض میشه ولی در عوض وقتی غذا رو مامان بزرگت روی اجاق میپزه و از صبح تا شب به پاش میمونه غذا رو خیلی خوش مزه تر میکنه...
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 9:46  توسط    | 

با تو ام..کیستی/  یک انسان؟...

همانطور که روزی پا به این عرصه گذاشته ای...

                                    روزی هم باید ان را ترک کنی......

پس بدان که این قانون است این را بدان...

چه کرده ای؟ هیچ؟!!!

تو ای انسان با تو ام...هنوز خوابی...

روزها گذشت...ماه ها گذشت...سال ها گذشت...

              چه کرده ای؟... 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 13:4  توسط    | 

سیاست...

روز یک پسر کوچولو که می خواست انشا بنویسه از پدرش می پرسه: پدر جان! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی؟ پدرش فکری می کنه و میگه: بهترین راه اینه که من برای تو يك مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی.
من حکومت هستم.چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم.مامانت دولت هست.چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه.کلفت مون ملت مستضعف و پا برهنه هست.چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی.داداش کوچیکت که 2 سالشه,نسل آینده است.امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.
پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچکش از خواب می پره,میره به اتاق برادر کوچکش و میبینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی گه خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و میبینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرو رفته و هر کاری می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه.می ره توی اتاق کلفتشون که اون رو بیدار کنه,میبینه باباش توی تخت کلفتشون خوابیده ...
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 11:50  توسط    | 

خدایا!!!!!!!

خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند

حیف که من زاده امروزم

خدایا جهنم فرداست

پس چرا امروز میسوزم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 14:39  توسط    | 

اگر من زن بودم...

اگر زن بودم(البته زن که نه اگر دختر بودم) هیچ وقت این فکر رو نمیکردم که از پسر ها بر تری دارم یا حتی از اونا کمترم.

این دیدگاه رو فقط میتونن با رفتارشون نشون بدن.....

شعار نمیدم ولی باید بگم اگه دختر بودم و برادر داشتم هیچ وقت تجربه این رو نمیکردم که بخوام با پسری برای رفع نیازهام دوست بشم(به غیر از نیاز جنسی که ادم میتونه با همسرش بر طرفش کنه)چون اگه هر گلی برادرت به سرت زد میتونه دوست پسرت هم بزنه البته به غیر از شعار هایی که معمولا پسرها وقتی با دختر ها دوست میشن تو گفتنش حرفه ای هستند...

دوم و یا شایدم سوم این که توی لباس پوشیدن سعی نمیکردم که چادری بشم یا با پسرها توی سیبیل گذاشتن رقابت کنم. البته سعی هم نمیکردم که کمودهام رو توی خیابون جبران کنم و با هر نگاه هر پسری احساس کنم غرور کنم...

 هیچ وقت هم سعی نمیکردم از این ضرب المثل که میگه(خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو )استفاده نمیکردم و همیشه سعی میکردم خودم باشم...

در اخر هم این که مد چیز خوبیه ولی اگر زمانی افتادن توی چاه مد شد.... 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389ساعت 15:50  توسط    | 

پاسخ احمدی نژاد به اوباما

رئيس جمهور خطاب به اوباما گفت: شما تازه از راه رسيده‌ايد يك مقدار صبر كنيد تا سرد و گرم را بچشيد؛ دليلي ندارد كه هر حرفي به شما گفتند آن را تكرار كنيد و بدان گنده‌تر و گردن كلفت‌تر از تو نيز نتوانستند هيچ غلطي بكنند.

به گزارش خبرگزاري فارس، محمود احمدي نژاد رئيس جمهور كشورمان در ادامه سخنان خود در جمع پرشور مردم آذربايجان غربي كه در ورزشگاه تختي اين استان حضور يافته بودند با اشاره به ريشه مشكلات بشر گفت: همه بدبختي‌ها و مشكلات بشر به دليل انحراف از مسير پيامبران است و ببينيد كه برخي از دولت‌ها كه به ثروت و سلاح هم دسترسي دارند با انحراف از مسير پيامبران به چه مشكلات دچار شده و فجايعي را براي جامعه بشري ايجاد كرده‌اند.

وي افزود: آنها در برابر آئين پيامبران ايستاده‌اند و پيامبران مردم را به توحيد و خدا پرستي دعوت مي‌كنند اما آنها مردم را به خودخواهي و هوا پرستي و انبياء الهي بشريت را به عدالت و قسط دعوت مي‌كنند اما آنها اساس كارشان بر بي عدالتي و تبعيض و تفرقه افكندان بين ملت‌ها است.

رئيس جمهور ادامه داد: پيامبران مردم را به پاكي و رعايت حقوق ديگران و احترام به ديگران دعوت مي‌كنند اما آنها خودشان را مالك مردم و صاحب مردم مي‌دانند و به حقوق انسان‌ها پايبند نيستند و به راحتي براي تامين منافع خودشان ميليون‌ها انسان را به خاك و خون مي‌كشند و پيامبران بشريت را به دوستي، صلح، محبت و برادري دعوت مي‌كنند اما آنها در هر كجاي عالم كه مي‌روند تخم كينه، نفاق، دشمني و ستم مي‌كارند.


http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=92530


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 20:47  توسط    | 

..............................................................

از ادم و حوا ادم تر وجود نداره

اخرش جهنم و افریدن

پس چطور میشه ادم بود؟!؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت 16:52  توسط    | 

i'm callin' U

i'm callin' U
من تو رو صدات مي‌كنم

When all my goals, my very soul
وقتي همه اهدافم، عيناً روح من است

Ain't fallin' through
واردش نميشم

I'm in need of U
من بهت احتياج دارم

The trust in my faith
اعتماد اعتقاد من است

My tears and my ways is drowning so
اشكهايم و ... در حال غرق شدن هستن

I cannot always show it
نمي‌تونم هميشه نشونش بدم

But don't doubt my love
اما به عشقم شك نكن

I'm callin' U
من تورو صدات مي‌كنم

With all my time and all my fights
با تمام زمان و درگيريهام

In search for the truth
در جستجوي حقيقت

Tryin' to reach U
تلاش براي دستيابي به تو

See the worth of my sweat
بهاي تلاشم رو ببين

My house and my bed
خانه و تختم

Am lost in sleep
در خواب گم شده‌ام

I will not be false in who I am
من در اين كه كي هستم اشتباه نمي‌كنم

As long as I breathe
تا زماني كه نفس ميكشم

Oh, no, no
I don't need nobody
من به هيچ كس نياز ندارم

& I don't fear nobody
من از هيچكس نميي‌ترسم

I don't call nobody but U
هيچكس غير از تو را صدا نمي‌كنم

My One & Only
يكي يدونه من

I don't need nobody
من به هيچكس نياز ندارم

& I don't fear nobody
من از هيچكس نمي‌ترسم

I don't call nobody but U
هيچكس غير از تو را صدا نمي‌كنم

U all I need in my life
تو همه چيزي هستي كه من در زندگي نياز دارم

I'm callin' U
من تو را صدا ميكنم

When all my joy
زماني كه تمام لذتم

And all my love is feelin' good
و تمام عشقم حس خوبي بهم ميده

Cuz it's due to U
چون اين به خاطر تو هستش

See the time of my life
وقت زندگي من رو ببين

My days and my nights
روزها و شبهام را

Oh, it's alright
آره، همه چي خوبه


Cuz at the end of the day
چون در پايان روز

I still got enough for me and my
هنوز براي خود خودم به اندازه كافي [وقت] دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 8:52  توسط    | 

پاركها:

 

پیش از انقلاب

 

 

 

پس از انقلاب

پارک پهلوی

پارک دانشجو

پارک فرح

پارک لاله

پارک کوروش

پارک شریعتی

پارک شاهنشاهی

پارک ملت

پارک ولیعهد

پارک ولیعصر

پارک شهباز

پارک هفده شهریور

 

:میادین 

پیش از انقلاب

پس از انقلاب

 

میدان شهیاد

میدان آزادی

میدان 28 مرداد

میدان استقلال

میدان فوزیه

میدان امام حسین

میدان سپه

میدان امام خمینی

میدان 24 اسفند

میدان انقلاب

میدان کندی

میدان توحید

میدان محمدرضا شاه

میدان جمهوری

میدان باغشاه

میدان حر

میدان فرحناز

میدان شمشیری

میدان ژاله

میدان شهدا

میدان کاخ

میدان فلسطین

میدان ولیعهد

میدان ولیعصر

میدان ۲۵ شهریور        میدان هفت تیر
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 17:55  توسط    | 

..............................................................

اگه دروغ رنگ داشت هر روز شاید ده ها رنگین کمان

 از دهان ما نقش میبست

و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود.اگر گناه وزن داشت

هیچ کس را توان ان نبودکه قدمی بردارد.

اگر همه سکه داشتند دل ها سکه را بیش از خدا نمیپرستیدند

و یک نفر از کنار خیابان خواب گندم نمیدید تا دیگری

از سر جوان مردی بی ارزش ترین

سکه اش را نثار او کند...

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم فروردین 1389ساعت 11:38  توسط    | 

برای او که میداند دوستش دارم...

گاهی سخته گفتن انچه درون ماست

                                              گاهی سخته قبول انکه عاشق شدی

خدایا دیگر طاقت دوری و انتظارم نیست

                                            اگر بازهم....اگر باز هم او...

قلبم خسته است........خسته تازه التیام یافته...!!!!!!!!!

                                            اخر مگر تا کی...کجا....

می توان این قلب خسته را وصله کرد؟؟؟

                                          روزی می رسد که دیگر وصله ای بر ان نتوان کرد...

ان وقت چه کنم...خدایا...!!!

                                        

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 16:2  توسط    | 

عشق چيست؟

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 13:19  توسط    |